پارک ژوراسیک یه فیلم مهمیه که الهامبخش نسلها فیلمساز بوده. از نظر تجاری یه موفقیت بزرگ، از نظر منتقدان یه شاهکار، و شروع یه فرانچایز خیلی گستردهتر بود. با اینکه این فیلم از رمانی به همین اسم نوشته مایکل کرایتون الهام گرفته شده بود، اما این دنیای خیالی دایناسورهای هیولا فراتر از چیزی گسترش پیدا کرده که احتمالاً نویسنده تصورش رو میکرد.
کاوش استیون اسپیلبرگ تو این رمان موفق هم به همون اندازه نمادینه، چون شگفتی دیدن این موجودات تو دنیای مدرن، و همچنین وحشتی که ایجاد میکنن رو به خوبی به تصویر میکشه. سخته بشه فکر کرد کسی دیگه میتونست از عهده ساخت این فیلم بربیاد، با این حال یکی از اسمهایی که نزدیک بود کارگردانی رو به عهده بگیره، تیم برتون بود. با اینکه این کار بهش نرسید، ولی امضای اون میتونست فراموش نشدنی باشه و همچنان یه فرصت از دست رفته بزرگه.
تیم برتون یکی از نامزدهای کارگردانی پارک ژوراسیک بود
استیون اسپیلبرگ کارگردانیه که کارهایی مثل آروارهها (Jaws) و ای.تی. موجود فرازمینی نشون دهنده وسعت کار و توانایی اون برای گذر از ژانری به ژانر دیگه است. هیچ بحثی تو این نیست که اسپیلبرگ یه انتخاب درخشان برای این فیلم بود، و لحن اون حتی تو جاذبههای پارک ژوراسیک یونیورسال هم منتقل شده.
اما وقتی پارک ژوراسیک در حال بررسی بود، اسپیلبرگ تنها اسم تو لیست نبود. مثلاً ریچارد دانر، بعد از ساخت سوپرمن و آثار کلاسیک دیگهای مثل Scrooged، میتونست یه بازگشت شغلی خوب داشته باشه. اون یه فرد مطمئن بود، هرچند که احتمالاً با یه زاویه خیلی ایمن به این موضوع نزدیک میشد.
بعد جو دانته، کارگردان گرملینها، بود که قطعاً جلوههای موجودات رو تو آرسنالش داشت تا بتونه یه کار خاص رو به ثمر برسونه. حتی جیمز کامرون هم به این پروژه علاقهمند بود، هرچند که اون هم قسمت نشد.
با این حال، یه اسمی که مرتباً تو بحثها میاومد، تیم برتون بود. برتون که به خاطر سبک گوتیک منحصربهفرد، عشق به وحشت و علاقه به رویکردهای غیرمعمول نسبت به داستانهای ظاهراً معمولی مشهوره، این وارنر بروز بود که به خاطر موفقیتهای قبلیش، شدیداً از اون حمایت میکرد. در نگاه اول، در نظر گرفتن برتون برای فیلمی مثل پارک ژوراسیک کمی عجیبه، اما اون فراتر از سبک گوتیکش تو فیلمهایی مثل ماجراجویی بزرگ پی-وی هم کار کرده بود، پس قبلاً دامنه کاریش رو ثابت کرده بود.
پارک ژوراسیک استیون اسپیلبرگ، جلوههای بصری رو به مسیر جدیدی هل داد
تو نبرد برای گرفتن حق ساخت پارک ژوراسیک، وارنر بروز یکی از مدعیان اصلی در برابر یونیورسال پیکچرز بود تا اینکه یونیورسال بالاخره یه بسته پیشنهادی بهتر ارائه داد. از اونجا به بعد، جاهطلبی اسپیلبرگ در نهایت منجر به صحنههای سیجیآی (CGI) شد که از اون زمان نمادین شدن. البته، قرار بود فیلم اولش از استاپ موشن استفاده کنه. در نهایت، فیلم آزمایشی عالی باعث شد که CGI به تمرکز اصلی تبدیل بشه، و استاپ موشن خیلی محدودی برای تکمیل جلوههای عملی مورد استفاده قرار گرفت.
تو مورد تیم برتون، سخته بشه گفت این کارگردان برای زنده کردن دایناسورهای ترسناک تو پارک ژوراسیک چه کار میکرد. با این حال، با دونستن سبک اون، راحت میشه حدس زد که CGI تو برنامهاش نبوده. دیدگاه برتون همیشه خیلی عملیتره، و تراژدی ندیدن نسخه اون اینه که نفهمیدیم چطور میتونست هنر استاپ موشن رو به شکلی بهیادماندنی پیش ببره.
پارک ژوراسیک تیم برتون کاملاً ظاهر و صدای متفاوتی میداشت
تو طول حرفه برتون، اون عشق عمیقی به انیمیشن استاپ موشن نشون داده. با اینکه از دنیای وسیع CGI هم استفاده کرده (مثل آلیس در سرزمین عجایب دیزنی)، به نظر میاد که همیشه به اون رویکرد فیزیکی تو داستانگویی برمیگرده. حتی معروفترین فیلم استاپ موشنی که برتون توش نقش داشته، کابوس قبل از کریسمس، درست همون سال پارک ژوراسیک اکران شد.
استاپ موشن یه فرم هنری زمانبر اما پرباره، و به زنده شدن دایناسورها تو فیلمها و برنامههای قدیمی مثل سرزمین گمشده کمک کرد. به همین دلیل، یه نسخه از پارک ژوراسیک تیم برتون این پتانسیل رو داشت که با اضافه کردن ظرافت منحصربهفرد اون، به اون دوران برگرده. جنبه خیالی تو ژانر علمی تخیلی برجسته میشد و مطمئناً از نظر بصری یه شاهکار بود. اما تصاویر فقط بخشی از دلیل خاص بودن این نسخه بودن.
موسیقی نمادین جان ویلیامز، DNA پارک ژوراسیک هست. با این حال، چون دنی الفمن معمولاً آهنگساز اصلی برتونه، حتی این هم تغییر میکرد. اما از اونجایی که الفمن طرفدار وحشت و موضوعات شوم هست، صحنههایی که دایناسورها توش صحنههای ترسناکی رو خلق میکردن، تأثیر خیلی بیشتری میذاشت. با این حساب، راحت میشه امکانات هیجانانگیز یه فیلم دایناسوری با ظاهر و صدای گوتیک رو تصور کرد.
تو بین همه سناریوهای “چه میشد اگر؟” تو تاریخ سینما، شاید راحتتر از همه بشه تصور کرد که تیم برتون چطور به پارک ژوراسیک نزدیک میشد. همین موضوع نشون میده که این ایده چقدر فوقالعاده بوده و آرزوی طرفدارا اینه که کاش میتونستن اون رو ببینن. با فیلمهای دنیای ژوراسیک بیشتری که در راه هستن، همیشه این احتمال وجود داره که برتون دوباره وارد ماجرا بشه تا بالاخره فیلمی رو که سالها پیش تصور میکرد، بسازه. البته فعلاً، طرفدارا باید به عکسهایی مثل سیاره میمونها نگاه کنن تا شاید تصویری از اینکه پارک ژوراسیک نهایی اون چطور میتونست باشه، به دست بیارن.
